کتاب «پیدا و پنهان مدیریت طرح جامع شهر تهران»، نوشتهٔ سید مصطفی جلیلی و حاصل پژوهشی به سفارش مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران، به تاریخ مدیریت طرح جامع سوم تهران و طرح تفصیلی آن می‌پردازد. موضوع کتاب، چگونگی شکل‌گیری تصمیم‌ها، مناسبات میان نهادهای مسئول و سرنوشت سازوکاری است که قرار بود تهیه، راهبری و پایش طرح‌های توسعهٔ شهری را به یکدیگر پیوند دهد. از این منظر، کتاب را می‌توان سندی مکمل برای شناخت طرح راهبردی‌ـ‌ساختاری مصوب ۱۳۸۶ و طرح تفصیلی تهران دانست؛ سندی که به فهم زمینه‌های تهیه و اجرای این طرح‌ها کمک می‌کند.

نویسنده با کنار هم گذاشتن موافقت‌نامه‌ها، قراردادها، مکاتبات، مصوبات و روایت دست‌اندرکاران، تجربه‌ای را ثبت کرده که بخش‌هایی از آن در اسناد پراکنده یا حافظهٔ مدیران و کارشناسان باقی مانده بود. محور اصلی روایت، تحولات دو دههٔ ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۸ است، اما برای توضیح زمینه‌های آن به طرح‌های پیشین تهران و تصمیم‌های دهه‌های قبل نیز بازمی‌گردد. ارزش این مستندسازی در آن است که امکان مقایسهٔ مأموریت‌های مصوب با آنچه در عمل رخ داده را فراهم می‌کند. در عین حال، روایت مصاحبه‌شوندگان و تفسیر نویسنده را باید از متن اسناد و تصمیم‌های رسمی متمایز خواند.

کتاب در شش فصل تنظیم شده است. دو فصل نخست، «گذری بر داشته‌ها» و «کندوکاوی در پنداشته‌ها»، پیشینهٔ برنامه‌های توسعهٔ تهران و زمینه‌های شکل‌گیری تقاضا برای طرحی تازه را بررسی می‌کنند. ناهماهنگی میان اهداف طرح‌ها و امکانات اجرای آنها، وابستگی درآمد شهرداری به ساخت‌وساز، رواج مدیریت بخشنامه‌ای و کوشش گروه‌های حرفه‌ای برای قانونمندکردن توسعهٔ شهر، در این بخش‌ها به یکدیگر پیوند می‌خورند. به این ترتیب، پیدایش طرح جدید در بستر مسائل مالی، حقوقی و مدیریتی شهر توضیح داده می‌شود.

فصل سوم، «تصویب یافته‌ها»، به تشکیل نهاد مشترک، روابط دولت، شورا و شهرداری، انتخاب و هماهنگی مشاوران و فرایند تهیه و تصویب طرح جامع می‌پردازد. در این روایت، تفاوت میان ساختار پیش‌بینی‌شده و مناسبات واقعی قدرت اهمیت دارد: نهادی با مأموریت مشترک، تا چه اندازه از اختیار، استقلال و پشتیبانی لازم برخوردار بود؟ بررسی اختلاف دیدگاه‌های حرفه‌ای، روش تهیهٔ هم‌زمان طرح جامع و طرح‌های تفصیلی و جایگاه مشارکت شهروندان نیز نشان می‌دهد که کیفیت یک طرح را نمی‌توان جدا از فرایند تولید آن ارزیابی کرد.

فصل چهارم، «راهبری دستاوردها»، پرسش را به دورهٔ پس از تصویب می‌برد. تمایز میان «طرح» به‌عنوان محصول و «برنامه‌ریزی» به‌عنوان فرایندی مستمر، در این فصل جایگاه محوری دارد. کتاب سرنوشت نهاد دوم و سازوکارهای جایگزین آن را پی می‌گیرد و نشان می‌دهد که تأسیس یک سازمان، تصویب اساسنامه یا تعریف وظایف، به‌تنهایی استمرار راهبری و نظارت مؤثر را تضمین نمی‌کند. حدود اختیار نهاد ناظر، روابط آن با دستگاه مجری و تعارض میان اولویت‌های شهر و نیازهای کوتاه‌مدت سازمانی، از مسائل اصلی این بخش است.

فصل پنجم، «تدقیق یافته‌ها»، مسیر تهیهٔ طرح‌های تفصیلی مناطق تا شکل‌گیری طرح تفصیلی یکپارچه را بررسی می‌کند. تفاوت میان تصویب چارچوب، نهایی‌شدن ضوابط، امضای نقشه‌ها و ابلاغ طرح، در اینجا اهمیتی فراتر از یک ترتیب اداری پیدا می‌کند. کتاب همچنین به مغایرت‌ها، اصلاحات و دوره‌های پایش می‌پردازد و این پرسش را پیش می‌کشد که تغییرات طرح چگونه بررسی می‌شوند و چه سازوکاری از منافع عمومی در مقیاس محله و قطعهٔ زمین حفاظت می‌کند. از این رو، ارزیابی اصلاحات صرفاً با ارقام کلی افزایش یا کاهش پهنه‌ها کامل نمی‌شود.

فصل پایانی، «بیان دغدغه‌ها»، حاصل این تجربه را به پرسش‌هایی برای ادامهٔ پژوهش تبدیل می‌کند: چگونه می‌توان حافظهٔ نهادی را حفظ کرد؟ چه نهادی پیگیر منافع عمومی است؟ نسبت خدمات مشاوره با توان کارشناسی درون شهرداری باید چگونه باشد؟ و چگونه می‌توان از تأخیرهای طولانی و سپس شتاب‌زدگی در تهیه و ابلاغ برنامه‌ها پرهیز کرد؟ نویسنده احتمال جاافتادن برخی رویدادها را نیز می‌پذیرد و راه را برای تکمیل و نقد این روایت باز می‌گذارد.

من در مقدمه‌ای که برای این کتاب نوشته‌ام، مسئلهٔ فاصله میان تهیهٔ طرح و تحقق آن را از منظر ساختار مدیریت و برنامه‌ریزی شهری بررسی کرده‌ام. چهار شکاف سیاسی، نظری، روش‌شناختی و فرایندی، چارچوب این بحث را تشکیل می‌دهند. در ادامه، پرسش از اینکه طرح برای چه کسانی و به دست چه کسانی تهیه می‌شود، آثار اجرای آن تا چه اندازه با اهدافش سازگار است و چه نوع برنامه‌ای قابلیت انطباق با تغییرات را دارد، مطرح شده است. احیای نهاد برنامه‌ریزی زمانی می‌تواند مؤثر باشد که همراه با توجه به اختیار قانونی، منابع مالی، ظرفیت حرفه‌ای، مشارکت و نظارت پاسخ‌گو صورت گیرد.

مطالعهٔ این کتاب برای پژوهشگران، دانشجویان، مدیران شهری و مشاورانی که می‌خواهند فرایندهای توسعهٔ تهران را بشناسند، فرصتی برای تأمل در تجربه‌ای مشترک است. اهمیت آن در فراهم‌کردن زمینهٔ گفت‌وگویی مستند دربارهٔ تصمیم‌ها و پیامدهای آنهاست. امیدوارم، همان‌گونه که در مقدمهٔ کتاب نیز اشاره کرده‌ام، ثبت و انتشار این تجربه به آگاهی از اقدامات گذشته، یادگیری از خطاها و فراهم‌شدن امکان گفت‌وگوی سازنده و مشارکت بیشتر در برنامه‌ریزی شهری کمک کند.

پیش‌درآمد

مقدمهٔ سید محمد مهدی معینی بر کتاب «پیدا و پنهان مدیریت طرح جامع شهر تهران»

در این بخش، مقدمه‌ای که برای کتاب نوشته‌ام به‌صورت مستقل معرفی می‌شود. این نوشته به پیشینهٔ نهادی برنامه‌ریزی تهران، موانع تحقق طرح‌های توسعهٔ شهری و ضرورت پیوند میان تهیهٔ طرح، اجرا، پایش و بازنگری می‌پردازد. متن اصلی با عنوان «مقدمه» در صفحات ۱۷ تا ۳۷ کتاب آمده و در پایان با نام من و عنوان «ویراستار علمی» امضا شده است.

دریافت مقدمهٔ سید محمد مهدی معینی؛ صفحات ۱۷ تا ۳۷ کتاب، ۲۱ صفحه

دریافت صفحهٔ عنوان و فهرست اجمالی؛ صفحات ۳ و ۵ کتاب، ۲ صفحه

فایل‌های پیوست برگرفته از نسخهٔ پیش از چاپ «پیدا و پنهان مدیریت طرح جامع شهر تهران»، نوشتهٔ سید مصطفی جلیلی، از انتشارات مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران هستند. مقدمه با عنوان و صفحه‌بندی اصلی و امضای سید محمد مهدی معینی بازنشر شده است. مشخصات ناتمام شناسنامهٔ این نسخه، از جمله شابک و نوبت چاپ، مبنای تکمیل اطلاعات چاپ نهایی قرار نگرفته‌اند.